خارج از این فضا و سوال که این دادگاه ها قانونی هست یا نه وکیل ها چگونه انتخاب مشوند و توسط چه کسی این افراد راست میگویند یا دروغ بازجو ها چگونه با آنها رفتار میکنند و از این دست سوال ها که برای هر کدامش زیاد میتوان نوشت و خواند وتحلیل کرد مسئله این است که چه قدر باید به این اعترافها توجه کرد ؟
چندی پیش ایمیلی از یک بزرگتر داشتم که تحلیل جالبی از مسائل روز برای من ودیگران کرده بود جای ذکر آن ایمیل نیست اما بعداز آن به یاد یک سخنرانی افتادم که یکی از اساتید روحانی دانشگاه مفید در محلی انجام میداد:
8سال اقای موسوی(و طبیعتا آقایان خمینی و خامنه ای) به مردم خیانت کردند 8سال آقای هاشمی(وطبیعتا خامنه ای)8سال دیگر هم آقای خاتمی (وطبیعتا خامنه ای)4سال دیگر هم به این نتیجه میرسیم که در 8سال گذشته هم خیانت شده است سپس این سوال را مطرح کردند که: آیا ما احمق بودیم که انقلاب کردیم ؟
مدتها بود که به این مسئله می اندیشیدمتا اینکه بهترین پاسخی که به ذهنم رسید را اینطور برایتان مینویسم :خیر عزیزم
ما احمق نبودیم که انقلاب کردیم ما احمقانه انقلاب کردیم
حتما میپرسید چرا ؟
میگویم چرایش را شاید خودتان بهتر بدانید اگر از بزرگتر هایی هستید که انقلاب را دیده اید به یاد می اورید که
و اگر از هم سن و سالهای خودم هستید برایتان خواهم گفت که
شاید بزرگترین مشکل مردم ما قهرمان سازی و قهرمان پرستی باشد حتما در تصاویر تلویزیونی بسیار دیده اید که هنگام گفتگو با رزمنده های بزرگوار دوران جنگ (قصد توهین ندارم) هنگامی که از انها پرسیده میشود برای چه به جنگ میروید؟
پاسخ میدهند چون امام گفته یعنی چه چون امام گفته مگر تو خودت عقل نداری یا قدرت تحلیل اگر داری که نمیتوانی بگویی چون امام گنته اگر هم نداری که پس نه نیاز به تقلید داری نه میتوانی به جنگ بروی.یا در جایی دیگر آنجا که ملت امام خود را در ماه میدیدند و هزاران تفسیر هم میکردند که امام خوشحال است یا ناراحت می خندید یا میگریست آن جلو را میبینی آن دماغ امام است و ان بالاتر امامه ی مبارکشان و...بزرگتر ها خوب به یاد می آورند آن شعار بازرگان بازرگان نخست وزیر ایران که صبح سر میدادند و آن شعار بازرگان بازرگان پیر خرفت ایران که عصر مردم سر میدادند نمی خواهم نمونه های بیشتر بیاورم هر چند که خودم با بعضی اندیشه های امام موافقم اما امروز هم از این نمونه ها زیاد داریم دوستان به یاد بیاورند شبهایی که مناظرات تلویزیونی انجان میشد هر کدام به نوعی میخواستند خودشان را به انیشه های خمینی نزدیک تر نشان بدهند مگر خمینی خالی از اشتباه بود که این طور سخن میرانید حتی کروبی برای اشتباه خودش(البته اشتباهی که ثابت نشده است-البته این طور که من از مناظره به یاد می آورم-) گفت نامه از امام داشتم برای انجام فلان کار خوب که چی هر کس که نامه از امام دارد باید همه کار بکند مگر خود خمینی اشتباه نمیکرد مگر نمیگفت که _خلاصه اش اینه که_مردم باید آب و برق و گاز مجانی داشته باشند که امروز برای اثبات اشتباه بودنش نیازی به تحلیل نیست(فایل کامل سخنرانی در آدرس تار نمای رهگذر دل به آدرس http://rahgozaredel.wordpress.com/)خلاصه اینکه قهرمان پروری نکنید گروهی امام را نماینده ی امام زمان میدانستند و هرچند که خود اما هیچ وقت این را تااید نمیکرد
به یاد غالیان میافتم فکر کنم در دوره ی امام هفتم بود که امامان را تا حد خدایی بالا میبردند بعد هم که آن امام بزرگوار به آنها لعنت می فرستاد میگفتند که امام شکسته نفسی میکند. خود خمینی اینقدر به خودش اطمینان نداشت که بعضی ها به او اطمینان داشتند مثل امروز که بعضی افراد ذوب در ولایت.
درست است که هر جنبشی باید رهبری داشته باشد اما در کار های آن رهبری باید بسیار اندیشید بحث ها صورت بگیرد رهبران هم گاهی دچار اشتباه میشوند از این حرف من سوء تعبیری نشود این که ابطحی بود و عطریان فر و صفایی و... که خیلی هم دوستشان میدارم وحرفهایشان در دادگاه را هم قبول ندارم که بعد در موردش صحبت میکنیم حتی اگر روزی موسوی و کروبی و از انها بالاتر خاتمی هم بیاید اعتراف کند و یقین داشته باشم که با صداقت و بدون هیچ فشاری اعتراف میکنند در من تاثیری نخواهد داشت چون
من اول هدفم را انتخاب کردم بعد حزب و جبهه و کاندیدم را
من اول هدفم را انتخاب کردم بعد حزب و جبهه و کاندیدم را
این فقط نگاه من بود داوری با شماست

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر