۶.۱۸.۱۳۸۸

به یاد احمد شاه مسعود

عکس از رضا دقتی
به یاد مردی که مرگش اشک را به یاد چشمانم می آورد چون سردار خان و باقر خان و میرزا


بي آشيانه گشتم خانه به خانه گشتم
بي تو هميشه با غم شانه به شانه گشتم
عشق يگانه من از تو نشانه من
بي تو نمک ندارد شعر و ترانه من
سرزمين من
خسته خسته از جفايي
سرزمين من
بي سرود و بي صدايي
سرزمين من
دردمند بي دوايي
سرزمين من
سرزمين من
کي غم تو را سروده؟
سرزمين من کي ره تو را گشوده؟
سرزمين من کي به تو وفا نموده؟
سرزمين من
ماه و ستاره من راه دوباره من
در همه جا نميشه بي تو گزاره من
گنج تو را ربودند از بر اشرف خود
قلب تو را شکسته هر که به نوبت خو
د سرزمين من
خسته خسته از جفايي
سرزمين من
بي سرود و بي صدايي
سرزمين من
دردمند بي دوايي
سرزمين من
سرزمين من
مثل چشم اين ستاره
سرزمين من مثل دشت پر غباره
سرزمين من
مثل قلب داغداره
سرزمين من
سرزمين من ....

۱ نظر:

جنبش سبز مردم ايران گفت...

سلام دوست عزيز
شما لينک شديد
به اميد پيروزي
زنده باد جنبش سبز
جنبش سبز مردم ايران
http://shiraz-sabz.blogfa.com