۶.۰۷.۱۳۸۸

خیابان ندا در رم



خیابانی در شهر رم به نام ندا نامگذاری می شود
اونوراتو عضو شورای شهر رم در ایتالیا این پیشنهاد را برای بزرگداشت ندا آقا سلطان و سابر جانباختگان و مبارزین ایرانی راه دمکراسی ارائه کرد که با حمایت اعضا هر دو حزب به تصویب رسید. آقای اونوراتو گفت: "بسیاری خیابانی در تهران را که در آن ندا کشته شد به نام خیایان ندا میشناسند و خوشحالم که ما هم در رم که مرکز صلح، آزادی و تحمل عقاید مخالف است خیابانی بنام ندا داریم".در طی روزهای گذشته هم ایتالیایی ها با پیوستن به اعتراضات و اعتصابات غای ایرانیان همبستگی خود را با آنها اعلام کرده بودند. یک ترانه انقلابی ایتالیایی هم اخیراً با تصاویری از جنبش سبز در ایران نمایش داده شده.
لینک اصلی این خبر در سایت شورای شهر رمhttp://www.romatoday.it/politica/via-intitolata-a-neda-a-roma.html

خلاصه ی نماز جمعه ی دیروز از بالاترین

احمدی نژاد: شکنجه ها کار دشمن است! شکنجه گران: تکبیر!، احمدی نژاد: حمله به کوی کار گروه برانداز است! حمله کنندگان به کوی: تکبیر!، احمدی نژاد: تجاوز کنندگان به زندانیان جزئی از سناریوی دشمن بودند! تجاوز کنندگان: تکبیر!، احمدی نژاد: انتخابات پاک بود! مسئولین مهندسی انتخابات: تکبیر! احمدی نژاد: عده ای از مردم کشته شدند و اين ناجوانمردانه ترين نحوه برخورد با ملت ايران بود! قاتلان: تکبیر!

این فقط نگاه من بود داوری با شماست

بدون شرح از نیک آهنگ










این فقط نگاه من و نیک آهنگ بود داوری با شماست

۶.۰۶.۱۳۸۸

هدف چیست؟

سیاست را چند سالیست که به چشم یک معامله ی اقتصادی میبینم که در آن همه چیز هست از چک و اعتبار تا دادن امتیاز های مثبت و منفی همکاری کردن با یکی(حتی دشمن)-چه اینکه روزی عراق و افقانستان دوست هستند و روزی دشمن روسیه و چین نیز همین طور اگر سیاست معامله نیست پس چه فرقی بین مسلمان چینی که در خاک و خون قلطیده و مسلمان آلمانی و فرانسوی است اگر دولت فرانسه به مسلمانان کارمندش اجازه ی روزه گرفتن نمیداد همان کاری را میکردیم که با چینی ها کردیم تا سفارتشان را به تخم مرغ نمی بستیم ا سفیر و کاردارشان را احظار نمی کردیم بر سر جایمان نمینشستیم- برای از بین بردن دیگری از دیدگاه من فقط گروهی در این میان بازیچه هستند که باید خود خودشان را نجات بدهند چگونه؟

با تحقیق با بررسی باز هم چگونه ؟
فرض میکنیم کارA کاری مثبت و کار Bکاری منفی باشد نمی خواهم مثال سیاسی بزنم چون تصمیم دارم به شعور خواننده احترام بگذارم حال اگر کسی با تحقیق به این نتیجه برسد که انجام کار B بهتر از انجام کار A است و آن کار اشتباه را انجام بدهد به نظر من با ارزش تر از آن است که چون پدرش A را انتخاب کرده کار درست را انجام بدهد خلاصه اینکه:
بت پبرستی با شناخت را به خدا پرستی بدون شناخت و از روی تقلید ترجیح میدهم
دوستانی که به کاندیدایی ایراد میگرفتند که چرا 20 سال است با فلانی دیدار نکرده و یا اینکه به فلانی رای میدهیم چون اقا گفته
باید خود را از این بند رها کنند حتی اگر اشتباه میکنند خودشان انتخاب کنند در پاسخ به دوستی که چندی پیش تر و پس از اعترافات آقایان ابطحی و عطریانفر به من پیشنهاد توبه میدادگفتم اول اینکه من به خواست خودم این روش را انتخاب کرده ام نه اینکه چون پدرم این راه را رفته باشد و دیگر اینکه حتی اگر اشتبا کنم دارم چون بر خلاف جریان آب شنا میکنم برایم لذت بخش است و به خودم هم افتخار میکنم.
دوست ندارم مسائل انتخابات را به سادگی ببینم
روند پیچیده ای بر آن سایه افکنده

1برای اولین با ر در تاریخ ایران مناظرات انتخاباتی صورت میگیرد ان هم به صورت پخش مستقیم
2در آن کاندیدا ها به صورت مستقیم و بدون هیچ پرده ای به یکدیگر توهین میکنند
3من از ابتدا جهت گیری خاصی نسبت به آقای هاشمی و خانواده ی ایشان نداشته ام اما در جریان مناظرات بدون هیچ استنادی به این خانواده توهین میشود
4به شیوه ای کودتا گونه فضای سنگینی بر کشورمان سایه می افکند (سایت های اینترنتی یکی بعد از دیگری فیلتر میشوند روشهای ارتباطی از طریق موبایل یا قطع میشوند یا محدود میشوند و بزرگان نظام یکی پس از دیگری دستگیر میشوند و....)
5باز هم در دادگاه از سویی دیگر به خانواده ی هاشمی توهین میشود
6ماجرای اسفندیاررحیم مشایی پیش مبیاید
7یکی پس از دیگری رسانه های دولتی اصلاح طلبان را به غرب به ویژه انگلستان و آمریکا نسبت میدهند
8بعد طی سخنرانیی آقای خامنه ای این مسئله را منکر میشوند و میگوییند که هنوز این امر ثابت نشده است
9ماجرای حمله به کوی دانشگاه پیش مییاید که صدا و سیما و خامنه ای هم آن را تایید میکنند
10رفسنجانی در نماز جمعه ی تهران به شیوه ی غیر مستقیم به رهبری حمله میکند و احمدی نزاد هم کوچکترین تبریکی نمیگوید
11رفسنجانی و خاتمی و کروبی و ناطق هیچ کدام در مراسم تنفیذ شرکت نمیکنند
12در یک سخنرانی غیر منتظره در مجمع تشخیص هاشمی بر لزوم قانون گرایی و احترام به رهبری و ولایت مداری تاکید میکند
نمی خواهم زیاده نویسی کنم
13در پایان اعلام میشودکه نماز جمعه ی روز جهانی قدس که میتواند یک نماز جمعه ی پر التهاب باشد به امامت هاشمی برگذار میشود و همه ی اینها را در کنار تمام سخنرانی های تحریک کننده ی احمدی نژاد و خامنه ای بگذارید(مثل تبریک پیش از موئد یا سخن رانی معروف خس و خاشاک)
اگر یک بار دیگر نگاهی به این لیست خلاصه شده بیاندازیم میبینیم که حد اقل چند مورد از مهم ترین این موارد میتوانست به راحتی از سوی نظام انجام نشود
حال این سوال پیش میاید که آیا واقعا حکومت به دنبال تنش بیشتر در گیری و اعتراض بیشتر است
در صورتی که به نظر انها راحت تر میتوانندبدون این تنشها به حکومتشان ادامه بدهند
مثلا میتوانستندسخنرانی متشنج نکنند یا اینکه نماز جمعه ی روز قدس را به هاشمی نسپارند یا نگذارند ماجرای کوی یا ماجرای کهریزک پیش بیاید و بسیاری از این نوع موارد
نگاه من به من میگوید تمام این کارها که به ظاهر اگر انجام نمی شددولت راحت تر ادامه ی کار میدادبرای یک برنامه ی بلند مدت است وان از بین بردن روند اصلاح طلبی و شاید از بین بردن مهره ای چون هاشمی رفسنجانی باشد که مورد اول بسیار خطرناک تر است چه کسی (حتی رهبری) پیش از انتخابات جرات میکرد از انحلال احزاب بزرگ اصلاح طلب سخن به میان بیاورد شاید آینده ای چون آینده ی کره ی شمالی در انتظار ماست چه اینکه در چهارمین دادگاه به مسائلی اشاره میشود که در آن به بزگترین نظریه پردازان ایران نه تنها توهین میشود بلکه روند نظریه پردازی را چیزی دست نشانده ی غرب میخوانند( از انجا که من دادگاه ها را نظریات خامنه ای و دارودسته اشن میدانم ) یا آنکه به آقای حجاریان ایراد میگیرند که چرا با نظر بزرگترین نظریه پردازان جهان موافق است و اعتراف هایی از او میگیرند که حد اقل 10 سال نیاز به وقت است تا این چنین تغییری در دیدگاه های شخصی پدید بیاید
در هر صورت من فکر میکنم که دیکتاتوری در ایران دارد روند جدیدی را در پیش میگیرد و آن هم در یک کلمه قمی شدن علوم است یعنی چه ؟
یعنی اینکه شما دیگر نمی خواهد به اروپا یا امریکا بروی و با نظریه های جدید آشنا شوی و آنها را به نقد بنشانی شمابه قم میروی(یا آنکه همانطور که می بینیم قم به همه ی شهر ها میرود) و شما فقط با نظریه ی قمی ها آشنا میشوی. و چشم بسته کاری را میکنی که انها میخواهند جه A باشد چه B
و کلا همه چیز یکرنگ میشود آن هم رنگ ........

این فقط نگاه من بود داوری با شماست

در دادگاه چه میگذرد؟

خارج از این فضا و سوال که این دادگاه ها قانونی هست یا نه وکیل ها چگونه انتخاب مشوند و توسط چه کسی این افراد راست میگویند یا دروغ بازجو ها چگونه با آنها رفتار میکنند و از این دست سوال ها که برای هر کدامش زیاد میتوان نوشت و خواند وتحلیل کرد مسئله این است که چه قدر باید به این اعترافها توجه کرد ؟
چندی پیش ایمیلی از یک بزرگتر داشتم که تحلیل جالبی از مسائل روز برای من ودیگران کرده بود جای ذکر آن ایمیل نیست اما بعداز آن به یاد یک سخنرانی افتادم که یکی از اساتید روحانی دانشگاه مفید در محلی انجام میداد:
8سال اقای موسوی(و طبیعتا آقایان خمینی و خامنه ای) به مردم خیانت کردند 8سال آقای هاشمی(وطبیعتا خامنه ای)8سال دیگر هم آقای خاتمی (وطبیعتا خامنه ای)4سال دیگر هم به این نتیجه میرسیم که در 8سال گذشته هم خیانت شده است سپس این سوال را مطرح کردند که: آیا ما احمق بودیم که انقلاب کردیم ؟
مدتها بود که به این مسئله می اندیشیدمتا اینکه بهترین پاسخی که به ذهنم رسید را اینطور برایتان مینویسم :خیر عزیزم
ما احمق نبودیم که انقلاب کردیم ما احمقانه انقلاب کردیم
حتما میپرسید چرا ؟
میگویم چرایش را شاید خودتان بهتر بدانید اگر از بزرگتر هایی هستید که انقلاب را دیده اید به یاد می اورید که
و اگر از هم سن و سالهای خودم هستید برایتان خواهم گفت که
شاید بزرگترین مشکل مردم ما قهرمان سازی و قهرمان پرستی باشد حتما در تصاویر تلویزیونی بسیار دیده اید که هنگام گفتگو با رزمنده های بزرگوار دوران جنگ (قصد توهین ندارم) هنگامی که از انها پرسیده میشود برای چه به جنگ میروید؟
پاسخ میدهند چون امام گفته یعنی چه چون امام گفته مگر تو خودت عقل نداری یا قدرت تحلیل اگر داری که نمیتوانی بگویی چون امام گنته اگر هم نداری که پس نه نیاز به تقلید داری نه میتوانی به جنگ بروی.یا در جایی دیگر آنجا که ملت امام خود را در ماه میدیدند و هزاران تفسیر هم میکردند که امام خوشحال است یا ناراحت می خندید یا میگریست آن جلو را میبینی آن دماغ امام است و ان بالاتر امامه ی مبارکشان و...بزرگتر ها خوب به یاد می آورند آن شعار بازرگان بازرگان نخست وزیر ایران که صبح سر میدادند و آن شعار بازرگان بازرگان پیر خرفت ایران که عصر مردم سر میدادند نمی خواهم نمونه های بیشتر بیاورم هر چند که خودم با بعضی اندیشه های امام موافقم اما امروز هم از این نمونه ها زیاد داریم دوستان به یاد بیاورند شبهایی که مناظرات تلویزیونی انجان میشد هر کدام به نوعی میخواستند خودشان را به انیشه های خمینی نزدیک تر نشان بدهند مگر خمینی خالی از اشتباه بود که این طور سخن میرانید حتی کروبی برای اشتباه خودش(البته اشتباهی که ثابت نشده است-البته این طور که من از مناظره به یاد می آورم-) گفت نامه از امام داشتم برای انجام فلان کار خوب که چی هر کس که نامه از امام دارد باید همه کار بکند مگر خود خمینی اشتباه نمیکرد مگر نمیگفت که _خلاصه اش اینه که_مردم باید آب و برق و گاز مجانی داشته باشند که امروز برای اثبات اشتباه بودنش نیازی به تحلیل نیست(فایل کامل سخنرانی در آدرس تار نمای رهگذر دل به آدرس http://rahgozaredel.wordpress.com/)خلاصه اینکه قهرمان پروری نکنید گروهی امام را نماینده ی امام زمان میدانستند و هرچند که خود اما هیچ وقت این را تااید نمیکرد
به یاد غالیان میافتم فکر کنم در دوره ی امام هفتم بود که امامان را تا حد خدایی بالا میبردند بعد هم که آن امام بزرگوار به آنها لعنت می فرستاد میگفتند که امام شکسته نفسی میکند. خود خمینی اینقدر به خودش اطمینان نداشت که بعضی ها به او اطمینان داشتند مثل امروز که بعضی افراد ذوب در ولایت.
درست است که هر جنبشی باید رهبری داشته باشد اما در کار های آن رهبری باید بسیار اندیشید بحث ها صورت بگیرد رهبران هم گاهی دچار اشتباه میشوند از این حرف من سوء تعبیری نشود این که ابطحی بود و عطریان فر و صفایی و... که خیلی هم دوستشان میدارم وحرفهایشان در دادگاه را هم قبول ندارم که بعد در موردش صحبت میکنیم حتی اگر روزی موسوی و کروبی و از انها بالاتر خاتمی هم بیاید اعتراف کند و یقین داشته باشم که با صداقت و بدون هیچ فشاری اعتراف میکنند در من تاثیری نخواهد داشت چون
من اول هدفم را انتخاب کردم بعد حزب و جبهه و کاندیدم را

این فقط نگاه من بود داوری با شماست